![]() |
![]() |
|
| کی به کیه |
|
شعری بسیار زیبا از مولانا
نه سپیدم نه سیاهم نه چنانم که تو گویی نه چنینم که تو خوانی و نه آنگونه که گفتند و شنیدینه سمائم نه زمینم نه به زنجیر کسی بستهام و برده ي دینم نه سرابم نه برای دل تنهایی تو جام شرابمنه گرفتار و اسیرم نه حقیرم نه فرستاده ي پیرم نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرمنه جهنم نه بهشتم چُنین است سرشتماین سخن را من از امروز نه گفتم، نه نوشتمبلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم گر به این نقطه رسیدیبه تو سر بسته و در پرده بگویــم تا کســی نشنـود این راز گهــربـار جـهان راآنچـه گفتند و سُرودنـد تو آنـی خودِ تو جان جهانیگر نهانـی و عیانـی تـو همانی که همه عمر بدنبال خودت نعره زنانیتو ندانی که خود آن نقطه ي عشقی تو خود اسرار نهانیتو خود باغ بهشتی تو به خود آمده از فلسفه ي چون و چراییبه تو سوگند که این راز شنیدی و نترسیدی و بیدار شدی در همه افلاک بزرگینه که جُزئی نه که چون آب در اندام سَبوئیتو خود اویی به خود آی تا در خانه متروکه ي هرکس ننشـــینی وبه جز روشنــی شعشـعه ي پرتـو خود هیچ نبـینـی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/09/22ساعت 10:18 قبل از ظهر توسط نوید |
|
|
وقتی که ... وقتی که قلبهایمان كوچكتر از غصههایمان میشود، وقتی نمیتوانیم اشک هایمان را پشت پلكهایمان مخفی كنیم و بغض هایمان پشت سر هم میشكند ... وقتی احساس میكنیم بدبختیها بیشتر از سهممان است و رنجها بیشتر از صبرمان ... وقتی امیدها ته میكشد و انتظارها به سر نمیرسد ... وقتی طاقتمان تمام میشود و تحمل مان هیچ ... آن وقت است كه مطمئنیم به تو احتیاج داریم و مطمئنیم كه تو فقط تویی كه كمكمان میكنی ... آن وقت است كه تو را صدا میكنیم و تو را میخوانیم ... آن وقت است كه تو را آه میكشیم تو را گریه میكنیم ... و تو را نفس میكشیم ... وقتی تو جواب میدهی، دانه دانه اشکهایمان را پاك میكنی ... و یكی یكی غصهها را از دلمان برمیداری ... گره تكتك بغضهایمان را باز میكنی و دل شكستهمان را بند میزنی ... سنگینی ها را برمیداری و جایش سبکی میگذاری و راحتی ... بیشتر از تلاشمان خوشبختی میدهی و بیشتر از حجم لبهایمان، لبخند ... خوابهایمان را تعبیر میكنی، و دعاهایمان را مستجاب ... آرزوهایمان را برآورده می کنی ؛ قهرها را آشتی میدهی و سختها را آسان تلخها را شیرین میكنی و دردها را درمان ناامیدی ها، همه امید میشوند و سیاهیها سفید سفید ... -- D.P -- زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد" |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/09/15ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط نوید |
|
|
وقتی که ... وقتی که قلبهایمان كوچكتر از غصههایمان میشود، وقتی نمیتوانیم اشک هایمان را پشت پلكهایمان مخفی كنیم و بغض هایمان پشت سر هم میشكند ... وقتی احساس میكنیم بدبختیها بیشتر از سهممان است و رنجها بیشتر از صبرمان ... وقتی امیدها ته میكشد و انتظارها به سر نمیرسد ... وقتی طاقتمان تمام میشود و تحمل مان هیچ ... آن وقت است كه مطمئنیم به تو احتیاج داریم و مطمئنیم كه تو فقط تویی كه كمكمان میكنی ... آن وقت است كه تو را صدا میكنیم و تو را میخوانیم ... آن وقت است كه تو را آه میكشیم تو را گریه میكنیم ... و تو را نفس میكشیم ... وقتی تو جواب میدهی، دانه دانه اشکهایمان را پاك میكنی ... و یكی یكی غصهها را از دلمان برمیداری ... گره تكتك بغضهایمان را باز میكنی و دل شكستهمان را بند میزنی ... سنگینی ها را برمیداری و جایش سبکی میگذاری و راحتی ... بیشتر از تلاشمان خوشبختی میدهی و بیشتر از حجم لبهایمان، لبخند ... خوابهایمان را تعبیر میكنی، و دعاهایمان را مستجاب ... آرزوهایمان را برآورده می کنی ؛ قهرها را آشتی میدهی و سختها را آسان تلخها را شیرین میكنی و دردها را درمان ناامیدی ها، همه امید میشوند و سیاهیها سفید سفید ... -- D.P -- زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد" |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/09/15ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط نوید |
|
|
وقتی که ... وقتی که قلبهایمان كوچكتر از غصههایمان میشود، وقتی نمیتوانیم اشک هایمان را پشت پلكهایمان مخفی كنیم و بغض هایمان پشت سر هم میشكند ... وقتی احساس میكنیم بدبختیها بیشتر از سهممان است و رنجها بیشتر از صبرمان ... وقتی امیدها ته میكشد و انتظارها به سر نمیرسد ... وقتی طاقتمان تمام میشود و تحمل مان هیچ ... آن وقت است كه مطمئنیم به تو احتیاج داریم و مطمئنیم كه تو فقط تویی كه كمكمان میكنی ... آن وقت است كه تو را صدا میكنیم و تو را میخوانیم ... آن وقت است كه تو را آه میكشیم تو را گریه میكنیم ... و تو را نفس میكشیم ... وقتی تو جواب میدهی، دانه دانه اشکهایمان را پاك میكنی ... و یكی یكی غصهها را از دلمان برمیداری ... گره تكتك بغضهایمان را باز میكنی و دل شكستهمان را بند میزنی ... سنگینی ها را برمیداری و جایش سبکی میگذاری و راحتی ... بیشتر از تلاشمان خوشبختی میدهی و بیشتر از حجم لبهایمان، لبخند ... خوابهایمان را تعبیر میكنی، و دعاهایمان را مستجاب ... آرزوهایمان را برآورده می کنی ؛ قهرها را آشتی میدهی و سختها را آسان تلخها را شیرین میكنی و دردها را درمان ناامیدی ها، همه امید میشوند و سیاهیها سفید سفید ... -- D.P -- زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد" |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1390/09/15ساعت 6:30 بعد از ظهر توسط نوید |
|
|
اصول خوشحال کردن زنان
|
|||
|
+ نوشته شده در
شنبه 1390/08/14ساعت 11:1 قبل از ظهر توسط نوید |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
سلام به همه کسایی که از این وبلاگ دیدن می کنند.
من نویدم.بچه کرج. اگه دوست دارین به من کمکی کرده باشید با نظر های خودتون مشکلات وبلاگم رو برام توضیح بدید. ممنون. کاش می شد زندگی مثل حرف زدن راحت باشه. |
| پیوندهای روزانه |
|
نوییید یه مهربون کتاب های درسی به شکل اسکن شده یه سری داستان +18 جدید آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|